..دلی از جنس پاییز !!

...بی دلیل نگفته اند که پاییز برگریز...با آسمان ابرگرفته و روزهای کوتاهش..با خنکا و هوای گاه غبارآلود...و گاه باد و بارانی اش...دلتنگی و حزن آوری خاصی بهمراه دارد !!

اینروزها...اما اگر همراه شود با کمرنگ شدن بعضی رنگین کمانان بلاگستان و قلم های چشم و دلنوازشان.....دلگرفتگی ها چند برابر میشود !!

حضور..همیشه برنگ سبز....و کوچ برنگ زرد است...

وقتی "حرفهای تنهایی " سپهر عزیز مدتی ست که بر صفحه مذاب ها نمی درخشد  !!...

وقتی  "غرولندهای" آرش خان...برایش تکراری و خسته کننده شده..و مینویسد که دیگر کاری با وبلاگش ندارد  !!

وقتی میثای نازنین بعد از مدتی ..از عبور... و پرنده های مهاجر مینویسه..!!

و دلکده الهه نوشته : " ..اگر نباشد...همینقدر میدانم که قسمتی از وجودم خالی میشود.."!!

و ساقی عزیز که بعد از مدتها تعطیلی وبلاگش با گذاشتن کامنتی خصوصی...سنگینی حجم نبودنش را  ملموستر کرده  ...!!

اونوقته که پاییز برگریز ..با قلم زرد دلتنگی اش.. پررنگتر از همیشه..بر دلمان نقش میزند...!! 

 

پی یاد نوشت:

خیلی از دوستان بلاگستان هستند که نمی نویسند و یا کم می نویسند...از اینکه اسم  تک تک شون رو نبردم عذر میخوام.....بدونن که بیاد همه شون هستیم ... امیدوارم دوباره همه این ستاره های زیبا .. بر آسمان بلاگستان بدرخشند..

پی نوشت 2:

الان که نوشتم..آسمان اینجا تمام ابری و تیره و طوفانی ست..مساعد بارش..

/ 12 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه

مگه اين كه حرف شما به اين دوستان اثري داشته باشه. من كه هر چي به اين آرش خان ميگم فايده نداره. اميدوارم كه هر جا هستن هواي دلشون پاييزي نباشه. [نگران]

ثنائی فر

شاید از هر جاده ای که بروی و هر مسیری را که انتخاب کنی به یک مقصد خواهی رسید وقتی جنس دلها یکی باشد و باز بهار خواهد شد روزی

فرزانه

به لطف شما خيلي بهترم . ممنونم. خصوصي رو لطفا چك بفرماييد. ميگم اين روزها ما چقدر پيغام خصوصي داريم ها [چشمک]

روشنک

گذشت زمان ثابت میکنه که هیچ جایگزینی براشون نیست...هر کی رنگ و بوی حضور خودشو داره...هر جا باشن سبز و شاد باشه روزگارشون

الهه

سلام مامانم...... نمیدونین چه حس خوب بدی بود دیدن اسمم توی این پست...خوب بود چون شما باز هم مهر و لطفتون رو نثارم کردین...بد بود چون ناخواسته باعث دلتنگی شما شدم...به خاطر لطفتون ممنونم و به خاطر دلتنگیتون شرمسار...... هرجا که باشم،بنویسم یا ننویسم،بدونین الهه همیشه به یادتون هست...تا همیشه شما مامان مریمش هستین...همیشه اینجا رو میخونه...حتی اگر یارای نوشتن یه کامنت رو هم نداشته باشه.... دوستتون دارم.....از همیشه تا همیشه......

مهرداد

سلام مامانگار عزیز پست به جاتون به یادمون آورد که درخت خاطره هامون برگ های سبزی هم داشت ! جای همه ی برگ های سبز در این فضا خالیه .

خدیجه زائر

سلام مهربان فکر می کردم قلمم همیشه خواهد توانست بر پشت واژه ها بنشیند و به پیش بتازد اما انگار همه چیز همه گاه در دستان مان نیست و نمی ماند.

ساره

...با شما موافقم رفتن دوستان بلاگر خیلی دلتنگ کننده ست فقط موندم ک چطور میتونن دل بکنن از اینجا از دوستانشون.................................[قلب]

رها

از بس که شما مهربونید عزیزم برقرار باشید مامانگار خوبم

ساقی

سلام مامانگار عزیزم واقعا نمیدونم چطور میشه اینهمه لطف و محبت شما رو جبران کنم.خوشحالم که بعد از این مدتی که نبودم حالا که اومدم این نوشته زیبا رو خوندم. یک دنیا ممنون که به یادم هستین[قلب] فقط من نمیدونم چرا اون کامنت رو خصوصی گاشتم؟! [سوال] تازه یه سوتی دیگه هم ار ذوقم دادم!واسه پست فبل کامنت گذاشتم![عینک][نیشخند]