نسیمی وزید ...به بیداری...

 

 

همین چند لحظه پیش میخواستم بعد مدتها کمی بنویسم...از ..از چیزایی که راه دل و ذهنم نبوده و نیست...نه واقعا نیست !.....اما کشیده شده بودم به نوشتنی ناخواسته !......

 در چشم بهم زدنی ...ناگهان نفسی آمد بهاری..رایحه ای وزید بهشتی ...غزلی خوانده شد از مهر...عشق...همدلی...

پیامی بود ...که همه کلماتم را در خود فروداد...و کلماتی دیگر آفرید.....

این را بحساب معجزات اردیبهشت میگذارم...این ماه بیمانند...

ماهی به عمق پیوند زمین و آسمان... که تو را با خودت آشتی میدهد ! ...

 

پ.ن: سلام عاشق ِماه اردیبهشت...

 


/ 5 نظر / 40 بازدید
بی نام

زیبا بود[گل] منم عاشق اردیبهشتم[قلب]

سارا

سلام[گل] چه خوب که بازم مینویسینمامانگارم[قلب]

مذاب ها

سلام آجی مریم ، خوشحالم دوباره برگشتی به خانه و قلمت ، خوشحالم که باز هم نفسِ بهار به وجودت وزید و سبزشدی ، دلتنگتان بودیم . همیشه مستدام باشی

سارا

سلام مامانگار عزيزم سارا هستم وبلاگ تاك لرزان خوبين دلم تنگ شده واستون

فرشته

سلام ماما نگار عزیزمم... سلام.. زندگیتان پر باد از معجزه های شیرین...[گل] چه خوب که نوشتید.