اینروزهای شور شهر ....

...صدای اذان..همچون نسیمی آوازخوان..پیچ و تاب میخورد در فضای سرد کوچه خیابانهای شلوغ شهر....!!

...غروبی دلگیر ...و غمزده....متفاوت با همیشه  !!

شاید اینروزهای شهر شهادت...جز این فضا را نمی طلبد...

همچون دل سرگشته  من...که در کوچه پس کوچه های عشق و شیدایی...رویای یافتن اش را میبافد  !!

..اینروزها...میهمانان شهر ...یکی یکی از راه میرسند..پابرهنه و واله و بیتاب !

..میهمان دل بیقرار من اما .. اکنون قرار در کدام جاده  گرفته ؟؟!!...

 


 

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد مهدی

سلام شرف المکان بالمکین ... مسافرانی که اینروزها تاریخ این شهر ضمیمه جغرافیای بی نهایتش میکنند ... دلتان طلایی همچون قلب گنبدی شهرتان ... [گل]

محمد مهدی

من عاشق شهر و همشهریانم تا ابد تاریخ خواهم ماند ... [گل]

فاطمه شمیم یار

سلامم مریم جان جمله آخرت چقدر وصف الحال بود.... .میهمان دل بیقرار من اما .. اکنون قرار در کدام جاده گرفته ؟؟!!...

ساره

عجب خیل مهمانانی دارد شهر شما [قلب] من هم اونجا مهمان بوده ام امیدوارم مهمان شما هم بسلامتی برسن [بغل]

فرزانه

كدوم جاده كدوم راه .......... درود بر مريم عزيزم. كاش مهمونت زودتر از اون چيزي كه فكرش رو ميكني بياد[گل][قلب]

ابن...

یاد این بیت افتادم در شهر یکی کس را هشیار نمی بینم هریک بدتر از دیگر شوریده و دیوانه [لبخند][گل]

سارا

عكس فوق العاده ايه مامانگار جونم دل بيقرار ...

فرزاد

بهتر است بگیم "دل برهنه"... هیچ چی توی این حال و هوا مثل این تصنیف با روح و روان آدم یکی نمیشه آمدم ای شاه ، پناهم بده خط امانی ز گناهم بده ای حَرمَت ملجأ در ماندگان دور مران از در و ، راهم بده ای گل بی خار گلستان عشق قرب مکانی چو گیاهم بده لایق وصل تو که من نیستم اِذن به یک لحظه نگاهم بده ای که حَریمت به مَثَل کهرباست شوق وسبک خیزی کاهم بده تاکه ز عشق تو گدازم چو شمع گرمی جان سوز به آهم بده

فرزاد

مریم جان نقل مکان کردیم و همسایه ات شدیم توی سرویستون http://last-trace.persianblog.ir اینم وبلاگ جدید ما از این به بعد اینجا مینویسم...

غرولند

آخرين جمله ت عالي بود . . . بي نظير راستي شما مشهدي ها هم حسابي دلتون اون وريه ها