اولین سفر تنهایی !..

امروز صبح پرنده کوچکم را پرواز دادم...تا در خود بیاموزد رسم تنهایی رفتن و اوج گرفتن را......از دیروز استرس داشت...کمی سردرد و دندان درد !...بلافاصله وقت دندانپزشکی و تعجب دکتر ..که دندانهایش کاملا سالمه..و حتی یک لک کوچک هم ندارد...و من گفتم..احتمالا استرس باعث شده !..اولین باره دخترم تنهایی میره سفر !!

دیشب وسایلش را جمع و جور میکرد و می فهمیدم که اضطراب ولکنش نیست...در آغوش می گرفتم و نوازشش میکردم  تا آرام بگیرد !... کارش که تمام شد حالا خواب به چشمش نمی آمد...صبح زود باید راهی میشد...

الان چندساعتی مانده به تهران برسد...زنگ میزنم ..خواب است..از جایش در قطار راضی ست.............همیشه اولین بارهای هرکاری...رد پررنگی از خود بجا میگذارد..که جدال ترس ست و شهامت....... اضطرابست و اشتیاق....

پرنده زیبا و دوست داشتنی ام...وقتی نبض زندگی را در چشمان رازگونه و تپش قلب پر عشقت حس میکنم....فقط به این می اندیشم که...خدا کند همیشه با همین شهامت و شور و شعور..پرواز کنی و به افق های فرارویت چشم بدوزی...

پی خاطره نویسی :

.. اولین سفر تنهایی خودم بیادم افتاد !.....33 سال پیش که وضعیت وسایل حمل و نقل بین شهری و رزرو بلیط افتضاح بود !...باید از چند روز قبل..می رفتی و ساعتها در ایستگاه قطار در صف می ایستادی تا شاید بلیط گیر بیاوری !...در غیر اینصورت..اگر ناگهانی قصد برگشتن به شهر خودت را میکردی که واااای....باید بدون بلیط سوار شده..و در راهرو قطار می ایستادی تا رئیس قطار برای کنترل بلیط ها آمده و با کلی برو و بیا و هماهنگی...و دیدن کارت دانشجویی...جایی در کوپه ای خانوادگی پیدا کرده و به داستان آوارگی و بیخانمانی ات خاتمه دهد !!... .....اما حالا اینترنتی بلیط درب خانه تحویل و آب هم در دلت تکان نمیخورد !.... 

 

/ 8 نظر / 7 بازدید
دل آرام

ایشالا که سفرش به خیر و خوشی باشه. الهی که کوله بارش پر از تجارب خوب بشه. بی خطر برگرده به آغوش خانواده[قلب]

فرشته

سلام . امیدوارم که سفرشون به خیر و خوشی باشه .

وانیا

چقدر خوبه آدم گاهی خودشو غافلگیر کنه

عاطفه

ایشاله که سفر خوبی داشته باشه و به سلامت برگرده..

ﺑﺸﺮا

ﻋﺰﺯﺯﻳﺰﺯﻣﻤﻢ... ﺧﺪا ﻧﮕﻬﺪاﺭ ﭘﺮﻧﺪﻩ ي ﭘﺎﻙ و ﻣﻌﺼﻮﻣﺘﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﺮﻳﻢ ﻧﮕﺎﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ... ﺣﺘﻢ ﺩاﺭﻡ ﭘﺮﻧﺪﻩ ي ﻛﻮﭼﻜﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺩاﺷﺘﻦ ﻣﺎﺩﺭﻱ ﻧﺎﺯﻧﻴﻦ ﭼﻮﻥ ﺷﻤﺎ اﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﺪ. [گل][ماچ]

نینا

خانمی سفر بیخطری داشته باشن. کاری از دست ما بر میاد تو تهران در خدمتیم بچه ها باید تجربه های انفرادی داشته باشن . اوووووو 33 سال پیش خیلی جالبه یاد میکنید لجظه هاتونو با بچه ها

سمیرا

سلام مریم جان . اعتقاد منم اینه که بچه های ما مثه یه پرنده میمونن . چطور یه پرنده وقتی جوجه اش کمی شکل میگیره شروع میکنه به یاد دادن پریدن و پرواز ، اوایلش از دور مراقبشه ولی بعد رهاش میکنه که خودش باشه ، الان حکایت بچه های ماست تا کی میخواهیم توی قفس یا زیر پر وبال خودمون نگهشون داریم باید پریدن را بهشون یاد بدیم دیر یا زود !الهی که پرنده کوچک شما هم به زیبایی اوج بگیره و هر جا که دوست داره پرواز کنه .