اسرار....

 

 

و هنگامی که سیبی را با دندان می شکافی در دل با او بگو :

"تخم های تو در تن من خواهند زیست ،

 "و شکوفه های فردای تو در دل من خواهند شکفت ،

 "و عطر تو نفس من خواهد بود ،

 "و ما با هم در همه فصل ها شادی خواهیم کرد .

 

 ((از کتاب پیامبرو دیوانه،اثر جبران خلیل جبران))

 

 

 

/ 16 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزاد

باغبان از پی او تند دوید به خیالش می خواست حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد غضب آلود به او غیظی کرد این وسط من بودم سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم من که پیغمبر عشقی معصوم بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب و دندان ِ تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم و به خاک افتادم چون رسولی ناکام هر دو را بغض ربود دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت او یقیناً پی معشوق خودش می آید پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد سالهاست که پوسیده ام آرام آرام عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم همه اندیشه کنان غرق در این پندارند این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

عاطفه

مدیریت ذهن[چشمک]

وروجک جیغ جیغو

نگران شکوفه هاییم که ممکنه یخ بزنه و هیچ وقت سیب نشه وقتی بهار میاد تو زمستون من می مونمو این نگرانی !!!

سميرا

شماره حساب بانک ملی انجمن خیریه دستان گره گشا:0108515869003 شماره انتقال بانک ملی: 6037991478695012

سارا

هوا عاليه مامانگار جونم اين روزا حيف كه دل ما دل نيست

مجید

درود . ... "و ما با هم در همه فصل ها شادی خواهیم کرد . بدرود .

فرزانه

صبح عالي متعالي دو يا سه تا كتاب از جبران خليل جبران دارم. عاشقانه هاش معركه هستن. به اميد روزي كه همه مردم بتونن در فصل ها شادي كنن[گل]

ساره

.." وعطر تو نفس من خواهدشد.."[قلب] بی نظیره مامانگارجونم..[بغل] چه عکسای قشنگی !![لبخند][گل]

ابن...

[دست][دست] عالــــــــــــــــی !![گل]

میتینگ انلاین

سلام مريم جان زنبيلت پر شكوفه. جبران خليل جبران براي من ساقي شراب هاي كهنه ي اذهان است. ممنون.