بودن و نبودن...

 

مدتی نبودن و ننوشتن...مدتی دور بودن و کناره ایستادن...چشمان دیگری از ما گشوده...و چشمه های متفاوتی از درون می جوشاند !.....طوریکه عادت و وابستگی و تکرار را مانند تاروپودی می بینی کهنه و نامرئی.. بسته بر اندام ذهن و احساست !

...باید برای مرور خود.. برای بهتر دیدن و شناختن..از درونِ تنیدگی ها پا به بیرون  گذاشت...و از مولفه های بیشتری مدد گرفت !

مدتی به دلایلی نبودم و ننوشتم....تا فراغتی باشد..و گشایشی بر انسدادهای درونی.. تا شاید طوری دیگر و متفاوتتر از پیش .. ببینم..و احتمالا بنویسم....

 

پی تشکر نوشت :

از همه دوستان نازنینم که در این مدت اومدند و جویای احوالم شدند و تولدم رو تبریک گفتند..چه با کامنت یا اس ام اس یا تلفن...ممنونم..و شکرمیکنم که چنین دوستی های ناب و زلالی در اینجا نصیبم شده...دوستتون دارم خیلی...

پی توصیه نوشت:..بخوانید مذابهای عزیزرا .....که چگونه از روحش میدمد در واژه ها...

/ 10 نظر / 21 بازدید
فرشته

سلام مامانگار عزیز... [گل]

مریم

ایـنـکـــه میـان دسـتـانَـت لـحـظـه ای‌ چـشـــم هــــایــــم را بـبـنــــدم… و دنـیــــا بـــه سکـوت صـــدای‌ نَـفَـس هــایَـت فــــرو رَوَد نمیــــدانــــــی‌ … چه هـیـجـــانــــی‌ ست … سلام مامانگارم خوش آمدین مهربان

ساره

سلام مامانگارم[ماچ] خوشحالم اینجارو بازم روشن کردید[لبخند]

ﺑﺸﺮا

ﺧﻮﺵ ﺑﺮﮔﺸﺘﻴﺪ ﻣﺮﻳﻢ ﻧﮕﺎﺭ ﻋﺰﻳﺰﻣﺎﻥ...ﺟﺎﺗﻮﻥ ﺑﻴﺶ اﺯ ﺣﺪ ﺧﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ..ﺧﺪا ﺭﻭ ﺷﻜﺮ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻴﺪ و ﻣﻴﻨﻮﻳﺴﻴﺪ... ﺩﺭﺳﺖ ﻣﻴﮕﻮﻳﻴﺪ"ﻋﺎﺩﺕ و ﻭاﺑﺴﺘﮕﻲ و ﺗﻜﺮاﺭ" , ﻧﺎﻣﺮﻳﻲ ﻭﻟﻲ ﻣﺤﺴﻮﺱ اﺛﺮ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﺮ ﺭﻭﺡ ﻣﻴﮕﺬاﺭﻧﺪ ... ﭼﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﻮﺩ ﺑﺮاﻱ ﺑﺎﺯﮔﺸﺘﺘﻮﻥ... ﺷﺎﺩ و ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺎﺷﻴﺪ..[قلب]

سارا

سلاااااااااااااام مامانگار جونمممممم

هاتف

سلام بر مامانگار محترم خیلی خیلی خوش آمدید در منزل خودتان... خوشحالم از اینکه میتونم بیام اینجا و مطالب زیبایتان را بخونم...

مهرداد

آتشفشان چون خاموش و خفته باشد انسانها در اطراف و دامنه آن آرام گرفته ، خانه میسازند و در کمال آسایش زندگی میکنند غافل از اینکه آتشفشان آتشفشان است خواب و بیدار ندارد دلی آتشین در بطن خود دارد و عاقبت روزی بیدار میشود ومذاب های آن تر و خشک میسوزاند و خاطره ای ماندنی خلق میکند و زمینه ساز قصه میگردد. تبریک بابت سالروز میلادتون از مدت تاخیر جیزی نمیدونم اما تبریکم را از صمیم قلب پذیرا باشید. قلم بزرگانی چون شما و سپهر عزیز آتشفشانیست که در خواب حرف ها و در بیداری هر تر و خشک مزاجی را مایع تلطیف روح و روان است بر ماست که در همه حال در کوهپایه معرفت و هنر چون شمایانی بیتوته کرده و در انتظاربارش مهر ماندگارتان باشیم. سلام مامانگار مهربان

دل آرام

خوش برگشتین مامانگار عزیزم[قلب] دلم خیلی تنگ شده بود برای خودتون و کلام زیباتون [گل][گل]

سمیرا

سلام مریم جان . دیدن نامتان در وبلاگ دوستان و اینجا دال برا این است که به لطف خدا دوباره قصد حضور در خانه پر مهرتان را دارید ، ما که جز خواستن سلامتی و آرامش کار دیگری از دستمان بر نمی آمد و همچنان نیز آن را برایتان خواهانیم .

مذاب ها

غیبت دال بر عدم حضور نیست گاهی غایب از نظری حضور همیشه و بی چون و چرا در عبور ثانیه هاست کسی که وجودش بودنی همیشگی است در لایتناهی هستی ، همیشه هست است نبودن نام نابرازنده ایی است برای یک بودن همیشه سلام آبجی مریم عزیز باید پیله ی درید تا پروانه شد و این تازه آغاز راه است برای پروانگی از پروانه تا پروانگی فاصله معراجِ بلندیست از زمین تا آسمان همیشه برایت آرزوی پروانگی دارم .... بازگشتت را به استمرار همیشه میخوانم شکوه نگاهت را میدانم ... مانا باشی آبجی مریم . سپاس از پی نوشتتان ، من حقیرتر از باور شما هستم .