با چشم بر هم زدنی !..

تابحال شده  با تمام وجود دلتون بخواد که با یک چشم بهم زدن..و تنها یک نیت ...به جایی برید که اون لحظه بهش شدیدا احتیاج داشتید..؟؟!!...

کودکی های من مصادف بود باپخش انواع کارتنها و سریالهای تولید خارج و بخصوص امریکایی !!..یادمه سریالی بود بنام "سامانتا" که خیلی دوسش داشتم  !!....زن و شوهری بودند که مرد ، زمینی ..و همسرش از کره دیگری آمده بود...زن توانایی این را داشت که با گرفتن دستهایش بصورت دست به سینه و برهم زدن چشمهایش هرکاری را جادویی انجام بدهد...شوهرش مخالف استفاده سامانتا از این قدرت جادوییش بود ولی هر بار معمولا او مجبور میشد از آن استفاده کند !......

گاهی دلم میخواد سامانتا میشدم و با یک چشم برهم زدن..اراده میکردم و به نقطه ای دور..خالی از سکنه...با طبیعتی بکر و سکوتی عمیق و بدور از هر بک گراندی که داشته و دارم ، میرفتم !!....جایی که جزئی جدانشدنی از طبیعت میشدم و نیازی به هیچ چیزی جز آرامش و موسیقی عاشقانه اش نداشتم....

یادمه همسر زمینی سامانتا همیشه به او می گفت..:..ماهم باید مثل بقیه با همان محدودیتها و امکانات انسانی زندگی کنیم..تا بتونیم معنی زندگی رو بفهمیم......

حالا ما هم باید با همین محدودیتها...بسنده کنیم به لحظاتی که در سکوت و آرامش ..از شلوغی و بازیهای ذهن ، خارج..و ورود کنیم به تجسمی فعال از جایی که دلمون میخواد در اون لحظه اونجا باشیم...تجسم جزء به جزء اون طبیعت...رنگها و حس و حالها...انگار که در اون مکان ایستاده ایم و لذتش را میبریم......این لحظات میتونه تاثیرات عمیق و تجربیات حسی زیبایی بهمراه داشته باشه....و نگاه مون به تنگناها و محدودیتهای زندگی رو تغییر بده.. تا کم کم احساس نیاز به سامانتا بودن هم دیگه بوجود نیاد..


/ 5 نظر / 22 بازدید
ﺑﺸﺮا

ﺩﺭﺳﺘﻪ... ﻣﻦ ﻫﻢ ﭼﻨﺪﺑﺎﺭﻱ ﺗﺠﺮﺑﻪ اﺵ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﭼﺸﻤﺎﻡ ﺭﻭ ﻣﻴﺒﻨﺪﻡ و ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﺯﻧﻲ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺟﺰﻳﺮﻩ ي ﺧﺎﻟﻲ اﺯ ﺳﻜﻨﻪ....ﻃﺒﻴﻌﺘﻲ ﺑﻜﺮ,ﻧﺎﺏ و ﺯﻳﺒﺎ و اﻗﻴﺎﻧﻮﺳﻲ ﺑﺎ ﺁﺏ ﮔﺮﻡ ﺑﻪ ﺭﻧﮓ ﺁﺑﻲ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ...اﻳﻦ ﺩﻓﻌﻪ ﺣﺘﻤﺎ اﺯ ﺭﻭﻱ ﺻﺨﺮﻩ ﺷﻴﺮﺟﻪ ﺧﻮاﻫﻢ ﺯﺩ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺁﺭاﻡ اﻗﻴﺎﻧﻮﺱ... ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻛﻪ ﺑﻬﻢ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﻛﺮﺩﻳﺪ اﻳﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺭﻭ.ﻭاﻗﻌﺎ ﮔﺎﻫﻲ ﻻﺯﻣﻪ. ﻗﺮﺑﺎﻥ ﺷﻤﺎ[گل][قلب]

سمیرا

از کارتن سامانتا فقط شکلش یادمه (که خانوم خوشگلی بود)و قدرتی که داشت. ما انسانها هم قدرت جادویی زیاد داریم ولی هنوز پرورشش ندادیم و تربیتش نکردیم ، از بس که غبار این جسم مادیمون سنگین و غلیظه به روحمون اجازه سیر و سلوک نمیده ولی شدنیه و غیر ممکن نیست ، مامیتوانیم !

ساره

تجسم خلاق و قشنگیه ولی بد هم نیست سامانتا باشیم مریم جان[رویا]

فرزاد

آدمی،همیشه به نیروی ماورایی داشتن علاقه داره... امکان نداره کسیو پیدا کنی که از نامرئی شدن خوشش نیاد! از قدرت نگه داشتن برای بقیه! خوشش نیاد.... قدرت حرکت با ذهن و خلق موقعیت دلخواه آنی.... نیروهایی هستن که سرشت هرکسی بهشون علاقمنده.... یکی این نیروها رو دوست داره واسه هیجان...یکی برای قدرت، یکی برای تامین خواسته های زندگی و یکی هم برای آرامش...