بیاد ایام !..

بیاد ایام  !!.. تصمیم گرفتم این دوشب که آخرین ساعات تبلیغات کاندیداهاست گشتی در خیابانهای اطراف بزنم ...به حاشیه اولین خیابان اصلی که رسیدم..تحرک و شلوغی کاملا احساس میشد ! ..ترافیک سنگین..و حرکتهای دسته جمعی دختران و پسران..و گاه خانواده هایی که تفریح و سیاست را آمیخته بودند......علاوه بر پخش تراکتهای نامزدهای ریاست جمهوری.. انواع و اقسام تراکت ها با اسامی ریز و درشت و ناشناخته نامزدهای شورای شهر هم بر در و دیوار ، ریخت و ریز شده بود....جلوی ستاد یکی از  کاندیداها شلوغتر بود...جوانانی با عکسهای او و پرچم سه رنگ کنار خیابان ایستاده ، نام اورا بلند تکرار میکردند و ماشینها بجز تعدادی با پوستر و تبلیغ ..عمدتا با بی تفاوتی می گذشتند...پخش  آهنگی متناسب با آن فضا..سعی داشت سردیِ اون ساعات بعداز ظهر گرم رو بشکنه ! ..عده ای از دختران با هم عکس دسته جمعی می گرفتند...میز و صندلی های خالی و پر ..و جوانانی با پاکت نوشیدنی در رفت و آمد !!...یک جانباز بر روی ویلچر..تراکت بدست عابران میداد..عده ای روبان به مچ بسته و علامت پیروزی میدادند...و عده ای در گوشه و کنار بحث میکردند..اما همین شور اندک هم هنوز در عده ای جاری بود........دیدن این منظره ، ناخوداگاه مرا برد به مرور سالهای دور .....از اولین انتخابات 58 تا 4سال پیش !!

.............................

حس جوانی را همه ما تجربه کرده ایم !...پر از شور و شوق و هیجان و حرکتهای جمعی !...پر از هوای امید و تغییر و طلب !..و البته دنیایی از نوآوری و خلاقیت ! ....فقط باید اینهمه را ارزش و جهت داد بسمت اشتراک  آراء و افکار ، تا نتیجه اش شود رشد فردی و اجتماعی !....اما این سالها چه شد ؟؟!!...بجز  بر پشت این سیل  پرخروش و خلاق ....سد بدگمانی و تنگ نظری و واپسگرایی زدن ، بی هیچ روزنه ای برای تخلیه انرژی این دریای مواج انسانی ؟!؟

و مگر این سد تا کجا قدرت ایستادن دارد ؟!...و این قابلیت جاری شدن..تا کجا ایستا میماند؟!

 

/ 2 نظر / 14 بازدید
وانیا

کاش باز هم سرکوبمان نکنند به حکم خرد خودشان