چرا سهراب به دردهای انسانی نمی پرداخت ؟!:

 

جواب سهراب..برگرفته از یادداشتهای شخصی اش:

 


«دنیا پر از بدی است. و من شقایق تماشا می کنم. روی زمین میلیونها گرسنه است. کاش نبود. ولی وجود گرسنگی، شقایق را شدیدتر می کند. و تماشای من ابعاد تازه ای می گیرد...... یادم هست در بنارس میان مرده ها و بیمارها و گداها از تماشای یک بنای قدیمی دچار ستایش اُرگانیک شده بودم. پایم در فاجعه بود و سرم در استتیک...... وقتی که پدرم مرد، نوشتم: پاسبان ها همه شاعر بودند. حضور فاجعه، آنی دنیا را تلطیف کرده بود. فاجعه آن طرف سکه بود و گرنه من می دانستم و می دانم که پاسبان ها شاعر نیستند........................ در تاریکی آن قدر مانده ام که از روشنی حرف بزنم. چیزی در ما نفی نمی گردد. دنیا در ما ذخیره می شود. و نگاه ما به فراخور این ذخیره است. و از همه جای آن آب می خورد. وقتی که به این کُنارِ بلند نگاه می کنم، حتی آگاهیِ من از سیستم هیدرولیکیِ یک هواپیما، در نگاهم جریان دارد. ولی نخواهید که این آگاهی خودش را عریان نشان دهد. دنیا در ما دچار استحاله [ی] مداوم است......... من هزارها گرسنه در خاک هند دیده ام و هیچ وقت از گرسنگی حرف نزده ام. نه، هیچ وقت. ولی هر وقت رفته ام از گلی حرف بزنم دهانم گس شده است. گرسنگی هندی سَبک دهانم را عوض کرده است و من دِین ِ خود را ادا کرده ام.»

 

/ 5 نظر / 5 بازدید

فرصتی ویژه برای دارندگان وبلاگ – ابتدا به سایت مراجعه کنید سپس با ایمیل ما تماس بگیرید..... برای ورود به سایت کافیست لینک زیر را در مرورگر خود کپی کنید سپس اینتر را بزنید http://css.us.pn/page-SaleofGoods-28256.html آدرس ایمیل Sidanvb@yahoo.com

دل آرام

بیجهت نیست که سهراب نامی ماندگار در تاریخ شده. برای این نگاه خاص و منحصر به فردشه...

سپيدار

دنياي غمگين شاعرهاي معاصر به سهراب نياز جدي داشت[گل]

حمید

راستش...یه طرف دلم میگه حق نداریم وقتی دنیا خوب نیست بگیم خوبه. صادقانه نیست. یا به قول جمشید توو رادیو چهرازی "انصافانه نیست"... حق نداریم خوبی هارو بیشتر ببینیم. این نگاه در طولانی مدت مارو به توهم میکشونه. این روحیه باعث میشه چون فکر میکنیم همه چی خوبه دست از مبارزه بکشیم... اون طرف دلم هم میگه این نگاه به صلاحتره چون اینجوری دنیارو برای خودمون و اطرافیانمون زیباتر میکنیم. حقیقت غالبا تلخه و پناه بردن به غیرحقیقت اگه باعث آرامشون بشه مانعی نداره. اگه این "تفکر شقایقی" باعث بشه بتونیم با صلح بیشتری با دیگران و جهان هستی رفتار کنیم اشکالی نداره. حتی میتونیم به نوعی "گذشت فراگیر" تعبیرش کنیم... خلاصه اش که نظر قاطعی در این بحث حساسی که پیش کشیدی ندارم و یه جایی هستم بین اینایی که گفتمت...

حمید

به نظر من با این بهانه نمیشه دست از مبارزه کشید، چون اگه بخوایم اینجوری حساب کنیم پس مراقب خودمون و اطرافیانمون هم نمیتونیم باشیم چون خودمون و اطرافیانمون هم از اتمها تشکیل شدیم و حرکت بعدی وجودمون قابل پیش بینی نیست! (البته این رو بعنوان یک مبارز نمیگما. من خودم هم آدم مبارزی نیستم. ولی دلیل-بهانه ی من چیزی جز این تحلیل عجیبه)...