روزهای پایانی...و سهراب

 

و نپرسیم کجاییم... 
بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را

و نپرسیم که فواره اقبال کجاست
و نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است.
و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی، چه شبی داشته اند
پشت سر نیست فضایی زنده.
پشت سر مرغ نمی خواند.
پشت سر باد نمی آید.
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است.
پشت سر روی همه فرفره ها خاک نشسته است.
پشت سر خستگی تاریخ است...

 

- سال نو بر همه شما مبارک..امید که سالی پرخیر و برکت در پیش داشته باشید...

 

 

/ 0 نظر / 42 بازدید