.. جاماندن !

 

گوشۀ پنجره.. رو به سیاهی بی انتهای بیرون بازست ..و باد نیمه خنک پاییزی هجوم می آورد بر دفتر نانوشته های ذهن و خیالم ..تا ورقی بزند بر سطرهایی از زندگی ام که چنان فونت و استایلش متفاوت ست که باور نمیکنم من خودم خالقش بوده ام  !!

....ایستگاههای قطار زندگی لحظه هایی ست برای توقف و رجوع به نقشه جغرافیای دل  !!... تا بگویدت..کجا وقت انتظارست و کجا وقت پیاده شدن  !...شاید حتی با کمی تردید و ترس ...قطار مسیر اصلی ات از دست برود...بوق ممتد بکشد و از کنارت بگذرد ..بدون اینکه منتظرت بماند !

همیشه فرصتها وقت کم می آورند...در فرصتهای اضافه..شاید دیگر گزینه های قبلی نباشند...شاید دامنه انتخاب کمتر و کمتر بشود........ولی نهایتا این تو هستی که انتخاب نکردن را انتخاب کرده ای ...!!

 

/ 6 نظر / 33 بازدید
ساره

میلاد اقا امام رضا مبارک مریم بانو[قلب] نایب الزیاره ماهم باشید در مشهد[گل]

ساره

نقشه جغرافیای دلم نشون میده که راههارو اشتباه اومدم باید برگردم و دوباره برم تو مسیر[ناراحت]

مذاب ها

...... ولی نهایتا" این تو هستی که انتخاب نکردن را انتخاب کرده ایی .... بزرگترین نیرنگ زندگی چیست؟ آن است که اختیار زندگی مان از دستمان خارج شده و آن پس سرنوشت حاکم بر زندگی شود .... پائو لو کوئلیو سلام مریم نگار بزرگ خوشا آنانکه بلیط شان ، مقصدشان ، قطار ، واگن ، کوپه و صندلی شان را از همان آغاز مشخص و فراهم میکنند و میدانند کجا و برای چه میروند ....

عاطفه

خودمو انداختم تومسیری که فکر میکردم تهش خوشحالیه. ولی اینجوری نبود. من از انتخاب مسیر میترسم. از اینکه از نو شروع کنم و دوباره اشتباهی رفته باشم.

حمید

"اختیار" ترسناکترین نعمتیه که به بشر داده شده. اگه اختیار نبود پشیمانی معنی نداشت. و کیه که هزار پشیمانی از انتخابهای زندگیش نداشته باشه؟

بشرا

مریم نگار عزیز سلاااام.... دلتنگتان شدم... کم پیدا شدید... انشالله که خیره.[گل][قلب]