تعصب یا امید ؟...قدرت یا سرعت ؟

 

دیشب شاهد جشن و پایکوبی در خیابانهای کشورمان بودیم...کارناوالی از شور و شادمانی..نمایشی از لایه های درونی و انسانی مردمی که ناملایمات زندگی عاصی شان کرده !..اما هنوز به امید لبخند میزنند..و به دلسردی فرصت نمیدهند  !

صحنه ها ناگفتنی ست...دوباره کاروانی از مهر و زلالی و همدلی براه بود...و کینه و تعصب و تکروی در کما ! .....شاید رمز موفقیت همین باشد...از پراکندگی به وحدت رسیدن !...شاید فرازونشیب این سی و چهارسال گواه ست که...باید از شاخه شاخه شدن تا رسیدن به تنه ای تنومند و ریشه دار گریخت..که باید ظرف دل و جان افزود...

روزگاری گفتمان روشنفکران این بود که...هر کس وابسته به طبقه و خواستگاهی خاص است...که از آن فراتر نمیرود...و انقلابات و دگرگونیهای اجتماعی..چون رودی ست خروشان که در مسیر خود دانه درشتها و وابستگان طبقات خاص اجتماعی و اقتصادی را جا گذاشته و کم کم به خلوص و یکدستی میرسد ....حال این سوال هست که قدرت مهمترست یا سرعت؟؟!!...اگر این رود ، قدرت را  فدای سرعت نکند...و با حفظ بخشی از همان دانه درشتها که در سرعت کمتر..توان همراهی دارند  حرکت کند مطمئن تر به مقصد نمیرسد تا اینکه سرعت بگیرد و همه را جا بگذارد..و به حاشیه یا بیراهه کشانده شود ؟؟!!

/ 5 نظر / 15 بازدید
نینا

حالا زمان میبره تا به جاهای خوبش برسیم

ابن...

سلاممم...................................... قدرت بهتر عمل میکنه تا سرعت........... باید متحدشد[گل]

فرزانه

كاش به عمر ما قد بده مريم جان[چشمک]

فرزاد

مریم جان وقت به خیر بانو راع به پستت فقط میخوام اینو بگم ایکاش یه نشریه عریض و طویل داشتم انقدری که با بزرگترین فونت دنیا مینوشتم : " ما برگشتیم! همینجا! اومدیم که بسازیم! با کمک هم..." و قول نمیدهیم برای اهداف قطعی ولی با تمام شرافتمان قسم یاد میدهیم : " تمام سعی مان را برای ایرانمان میگذاریم...هرچه شد! شد! لااقل! جلوی نسل بعدی ام سربلندم! میگم : من همه سعیمو واسه مملکتم کردم..." سرزنده باشی و همیشه شااد

ساره

[لبخند][قلب][ماچ]