گر سیل عالم پرشود..مرغان آبی را چه غم...

خود را که بدست امواج حادثه بسپاریم ..برآن بالا پایین شده..همدم روز و شب مان میشود ترس ،خشم ، رنجش و اضطراب  ! ..دقیقه و لحظه ای از دام این صیاد آرامش و امنیت..در امان نیستیم....اما اگر در بدترین اتفاقات زندگی هم...بیاد بیاوریم که در این کوچه پس کوچه های پرپیچ و خم و مخوف ..راه به فضایی داریم باز و بیکران ، آرام ، بی درد و حزن و اندوه...با حسی به شکوه و وسعت عشق ..و گرمایی به لذت و عظمت پذیرش......جایی که در آن مهیا میشویم تا چون موج سواری مشتاق..بر امواج پرتلاطم  مهار زنیم و به استقبال حوادث برویم ...آنهارا درآغوش بگیریم...و از بیرون به آن نگاه کنیم................

این راه را باید یافت..تا هرگاه موجی آمد و قصد کرد مارا با خود به دنیای نقص ها و رنجها بکشاند..به آن فضا پناه ببریم......هر کدام از ما در لحظاتی هرچند کوتاه ولی زیبا ، این فضا را یافته و لمس کرده ایم..........

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

افتاده در غرقابه ای تا خود که داند آشنا

گر سیل عالم پر شودهر موج چون اشتر شود

مرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوا

ما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموخته

زان سان که ماهی را بود دریا و طوفان جانفزا

.. لحظاتی در  غروب یا طلوع خورشید..که در گستردگی و شکوه افق مقابلمان ، غرق .. و از زمان و مکان جدا شده ایم..لحظاتی که در سلول سلول وجودمان وجدی عجیب حس کرده ایم....

یا هنگامی که بر قله کوه و تپه ای ایستاده و در بیکرانگی دشت و ارتفاعات اطرافمان رها شده ایم..وسعتی که از دریچه کوچک چشمانمان گذشته ، فراتر میرود و روح مان را به دوردستها میکشاند...لحظاتی که دیگر هیچ نیست.. جز حس شناوری در ابدیت ...

یا در دعا و نیایش..یا در نگاه نوزادی فرشته گون....یا.......

اگر این لحظات رهایی را در خود تکرار کنیم...و راه به آن فضا بیابیم...دیگر هیچ اتفاق و حادثه ای...مارا با امواج خود به اینسو و آنسو نمیکشاند...چرا که تجربه ای وصف نشدنی در وجودمان...همیشه مامنی ست برای جدایی و رهایی از رنجها و دردهای خودساخته زندگی...

 

 

 

 

 

/ 12 نظر / 58 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مذاب ها

حال و هوای دل که عرفانی باشد... دلسپردگی آسان میشود و زبان ساده ی دل ، فهمش دیگر چندان دشوار نیست، چون دیگر اهل همان سرزمین شده ایم. قرار ما باشد زفاف دل و دیده.... و تمام دنیا به یک کلام دوست نمی ارزد اگر دل، مُهر تاییدی بزند پای وفاداری لب هایی که به جمله ایی معجزه میکنند تا مرده ایی زنده گردد، در نگاه دوست آفتابی است که بر دل می تابد و دل بدینگونه تابشی بی تاب میشود ، بیقرار ، لبریز از تمنای نگاهی که از جنس بهار است... سلام مریم نگار عزیز همیشه حس خوبی با خواندن متون لبریز از آرامشت کسب میکنم دید مثبتتان را میستایم و میدانم که وجودتان سرشار است از عشق ، عشقی که تجلی مهر بیکران خداوند است در وجود معشوق های زمینی اش.... شاد ... سلامنت... و پاینده باشی مریم نگار عزیز.

ساره

این نوشته عرفانی تان مامانگار خیلی زیبا بود و لطیف[قلب] چه خوب میشه از بند این دردهای روزمرگی نجات پیداکنیم[لبخند] نگاهتان عمیق و آرامه[ماچ]

محمد مهدی

سلام چه پست خوب و دلنشینی بود ...لذت بردم ...دست مریزاد ... [گل]

سمیرا

سلام مریم جان. تقدیم به شما : ...، و طلوع و سحر و فروغ و اثر و چراغ شب يلداى کسى باش گلم! و بهار و نسيم و نگار و نديم و دلارام و تسلاى کسى باش گلم! ابر شو ، باران باش برف کوهستان باش ياری پنهان باش چشمه جارى صحراى کسى باش گلم! زندگى درياييست پر تلاطم ، پر موج گاه موجى آرام گاه موجى در اوج با دلى دريايى زورق وساحل درياى کسى باش گلم! اخترى كن هر شب خاورى كن هر روز ماه و خورشيد کسى قهرمان غم و کم هاى کسى باش گلم! و بخوان و بدان و بمان و دمت گرم! تو اى خوبتر از هر چه که گل! جرسى نفسى و مسيحاى کسی باش گلم! و......،باش گلم!!!!! مجتبا کاشانی

فرزاد

ای عاشقان ای عاشقان - آنکس که بیند روی او شوریده گردد عقل او -آشفته گردد خوی او معشوق را جویان شود - دکان او ویران شود بر رو و سر پویان شود - چون آب اندر جوی او شاهان همه مسکین او - خوبان قراضه چین او شیران زده دم بر زمین - پیش سگان کوی او این عشق شد مهمان من! زخمی بزد بر جان من صد رحمت و صد آفرین، بر دست و بر بازوی او....

ابن...

یا با شنیدن یک موسیقی آرامش بخش یا خواندن اشعار زیبا و پرمعنای شاعران بزرگ میشود از این دنیاو روزمرگیها جداشد....................... ممنون مریم گرامی[گل][گل]

sare

[قلب][رویا][پلک]

sare

che jaye khoobee peida kardin baraye nejat az dardha mer30

ساره

تق تق تق صابخونه کجا تشریف بردید؟ نیستین [ناراحت]

میکائیل

و گاهی هم غرق در کلماتی که بال سپیدی میشن برای قدری پرواز .... منتظر به دیدارتانیم مریم بانو