همین چند لحظه پیش میخواستم بعد مدتها کمی بنویسم...از ..از چیزایی که راه دل و ذهنم نبوده و نیست...نه واقعا نیست !.....اما کشیده شده بودم به نوشتنی ناخواسته !......

 در چشم بهم زدنی ...ناگهان نفسی آمد بهاری..رایحه ای وزید بهشتی ...غزلی خوانده شد از مهر...عشق...همدلی...

پیامی بود ...که همه کلماتم را در خود فروداد...و کلماتی دیگر آفرید.....

این را بحساب معجزات اردیبهشت میگذارم...این ماه بیمانند...

ماهی به عمق پیوند زمین و آسمان... که تو را با خودت آشتی میدهد ! ...

 

پ.ن: سلام عاشق ِماه اردیبهشت...