خداحافظ ای تار یحیای من
کمالی سه تارم ّ، دف و نای من
دگرنیست مجنون که زاری کند
برای تو معشوق و لیلای من
کسی نیست لایق تر از من که تا
نوازد تو را تار عذرای من
برایم نفس بود امشب دریغ
جدا می شوم از تو شیدای من
قشنگی تو و از تو آن یافتم
به امید درمانم عیسای من
یتیم است زین پس بیات اصفهان
زمین مانده رنگ و نواهای من
تویی شاه سازان ایران زمین
هماورد تو دست بیضای من
نوایی ز تار آمد امشب به گوش
قلندر برفت امشب ای وای من
وداع با تو سخت است ای جان جان
خداحافظ ای تار یحیای من...

صمد فغانی

پ.ن: در سالگرد فقدان قلندر تار ایران استاد محمدرضا لطفی...

چه زود رفتند و میروند.....