...بنظر شما...وقتی یه دکتر زنان داره یه بچه رو بدنیا میاره..و درتمام مدتی که فورسپس کرده و حالا نوزاد رو چپه نگه داشته و به پشتش میزنه..تا گریه نوزاد در بیاد..اما درنمیاد ..داره با ماما و پرستارای اتاق عمل بگو و بخند میکنه و حرف از میهمانی دیشب و لباس و اینا میزنه !!...تمرکزی روی کارش داره ؟؟!!
..بنظر شما وقتی یه فرد داره رانندگی میکنه و همون موقع با هیجان و وسواس داره از یه تصادف خانم مهندسی که تو جاده فریمان چپ کرده و ازکل 206 اش فقط یه تکه آهن پاره مونده...اما خودش خداروشکر فقط جراحت برداشته...صحبت میکنه...باز روی رانندگیش تمرکزداره ؟؟!!
....یا وقتیکه خانمی با اضافه وزن...داره توی پارکی زیبا و سرسبز..همراه آواز پرندگان و زمزمه آب جویبار.. پیاده روی میکنه..بلند بلند برای همراهیش از شیمی درمانی خواهر شوهرش..و تست ورزش و اکو و بسته بودن 4 رگ قلب برادرش و بدبختی های دختر همسایه شان صحبت میکنه... تمرکزی روی سلامتی ..و لذت بردن از اون فضای فرح بخش داره ؟؟!!

...خوبه که وقتی داریم کاری انجام میدیم..یه خورده به ذهن نازنینمون مراجعه کنیم که داره کجاها سیر و سیاحت میکنه...و الان توی کدوم فقره از گیر دادنها فعاله !!..اونوقته که متوجه میشیم.. تقریبا هیچگاه جسم و ذهن مان...هماهنگ عمل نمی کنند...در حالیکه با تمرکز ذهنی روی کاری که در حال انجامش هستیم...درک و آگاهی مون از اون کار بسیار بالاتر رفته و راندمان و نتیجه گیری اش صدچندان میشود !!..که خلاقیت و کشف ایده های نو رو هم باید به اون اضافه کرد...
...بنظرم مسئله "خطای انسانی"..که الان شده علت العلل خیلی از حوادث و فجایع ..به ناآگاهی های انسان مربوط نمیشه...بلکه برمیگرده به اختلال در آگاهی هایی که داریم ..که اونم تمرکز نداشتن و ناهماهنگی جسم و ذهن مان هست...
...یکی از فواید مدیتیشن یا مراقبه...تمرین کردن همین تمرکز قوی..یا هماهنگی ذهن با کاری ست که انجام میدیم....اینکه حتی وقتی قدم میزنیم...روی جسممان..قدمها و نحوه حرکت بدن...تمرکز و آگاهی داشته باشیم......و ذهن را از پراکندگی و شلوغی و افکار بیهوده رها کنیم...در این صورت با کارمان یکی شده..در آن عمیق میشویم...در نتیجه خلاقیت و بداهت بسراغمون میاد.. و اونوقته که چیزهایی تجربه و درک میکنیم که تابحال متوجهش نبودیم...و این یعنی لذت بردن از اون لحظات ..و موفقیت و پیشرفت در اون کار...





...دیروز عصر باید بدنبال کاری ناگهانی از نوع تایپ و تکثیری میرفتم و فرصت برای انجامش..فقط چند ساعت بود....جایی رفتم که تایپ و تکثیری اون هم از نوع رنگی !!...چیزی ست فراوون... که همیشه..وقتی لازمش نداری...جلو چشمت رژه میرن..اون هم از نوع روز ارتشی اش !! ...اما حالا که لازمش داری ...باید چندین و چند بار آدرس و اینور داروخانه و اونور پاساژ و اینها رو بگردی تا بالاخره ته یه راهرو طویل..اونم از نوع نیمچه زیر زمینی.. پیداش کنی... و بسرعت بدوی که تا وقت تموم نشده..کارت تموم بشه ...








